...broken heart...
با تولد رنج ما آغاز شد رنج افتادن به دام زندگی کند شد شمشیر جانم،کهنه شد بس که ماندم در نیاب زندگی دل بریدم از تمام زندگی در تو گم گشتم به نام زندگی موج خواهش های تو اما کشید عاقبت مارا به کام زندگی به نام زندگانی حرامم شد جوانی... نوش دارویم بمان تلخی نکن تا ننوشم زهر جام زندگی معنی هر دل بریدن مرگ بود تو نبودی التیام زندکی به نام زندگانی حرامم شد جوانی.... زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه دیوار خونمون پر از سایه غصه و غمه... چهره تو وقتی بارون می زنه یادم میاد...اینجا همش هوا بارونیه... تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه!مگه نگفتی ماله منی تا همیشه... دلم واست شور میزنه...این دلو بی خبر نذار تورو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار... می گم شبا ستاره ها تا میتونن دعات کنن.نورشونو بدرقه پاکی خندهات کنن... یه شب تو پاییز که غمت سر به سره دل میزاره hassan همون کسی که بیشتر از همه دوست داره... امشب میخام برات یه فاله حافظ بگیرم اگه که خوب درنیومد به احترمت بمیرم... امشب میخام تا خوده صبح برات دعا کنم برای خوشبخت شد...خدا خدا خدا کنم... تنها دلیل زندگیم با یه غمی دوست دارم.... +کاش... اگه یک روز منو دیدی تو خیابون های این شهر خودتو نزن به اون راه نگو با دلم شدی قهر.اگه هنوز توی خونت یادگاریامو داری نگاشون کن که شاید چهرمو به یاد بیاری...! یادگاریت پوسیده از بس که لبم اونو بوسیده این دل من مستو رنجیده عشقم...! نفسم دیگه بریده از بس که به من اون خندیده اون کسی که منتظره منو بی تو ببینه عشقم...! نهههههههههههه دیگه بسه گریه نکن اون که گریه نمی کنه...! توووووووووو نگاه کن سوختی...واسش فرقی نداره...! زیره پاهاتو نگاه کن ببین یه دل با همه ی احساساتش له شده... تو همونی که یه روزی می گفتی دلم خونه ی امیدو آرزوی تو شده...! زیره پاهاتو نگاه کن ببین یه دل با همه ی احساساتش له شده...!
يك نفر در دل شب ، يك نفر در دل خاك يك نفر همدم خوشبختي هاست ، يك نفر همسفر سختي هاست چشم تا باز كنيم عمرمان مي گذرد ، ما همه همسفريم... ترس از آن روز دارم که تو هم بری،آخه رفتن آسونه آن روز چه کنم... یعنی دردی دیگر... یعنی داغی دیگر... پس یعنی دوباره له شدن دل شکسته ام... آره یعنی مرگی دیگر... دیگه تو عشق آخر منیییییییییییییییییییییییییییییی تو بری قول میدم منم میرم اما رفتن من با رفتن تو فرق داره... پس اگه قصد رفتن داری زود برو... تا منم برمو راحت شم از... رفتن من با رفتن تو فرق داره... بازم میخوام بگم... از نابی عشقم میخوام بگم... علامت سوال برام چهره ماهته... میخوام نقاشی بکشم... چشاتوعینه چشای مست آهو زلفاتو عینه تاریکی شبام گونه هاتو مثه لاله تنه نهیفتو به ماننده پر های طاووس میکشم با همون قلم یه دنیای کوچیک دونفری میسازم ،کوچیکه اما پر از محبت... آخه وجودت وجودمه حرفات مرهم زخمامه چشات روشنیه دلمه اخمات روزه مرگمه نفست نفسمه اما نفس من تنگه علتشم دوریته هیییییییییی روزگار میگفتن قمار باز چیره دستی هستی باورم نمیشد... { tagdim be shirinakam } خیلی دلم گرفته از این همه جدایی خیلی گرفتس حالم همش دلم میگیره انقد قدم میزنم تا نفسم بگیره هرجا میرم به فکرتم؛فکرت برا دلم بسه میخوام انقد صدات کنه اسمت برام مقدسه میخای بری،با بی کسی و انتظار منو فراموشم کنی بی من نرو تنهام نذار،بی کسیمو یادم نیار،واسه تو داره جون میده این دل تنگو بی قرار،بی تو هوای این دل همیشه سرد و ساکته دل پیش چشمای تو و پیش نگاه پاکته فکرت برا دلم بسه... دوباره دل هوای با تو بودن کرده... دوباره دل درده تنهایی روحس کرده... دوباره اشک چشمام راهتو بارونی کردن... دوباره زخم دیرینه سر باز کرده... دوباره غصه ها آتیشم زدند... دوباره دنیا مظلومم کرده... دوباره دلم غریبی کرده... دوباره دلم بی تو کم آورده... بی تو له شدم زیره هجوم درد... غربت من هر چی که هست از با تو بودن بهتره آخر خط زندگی این نفسهای آخره وقتی دارم با هر نفس از این زمونه سیر میشم وقتی با یه زخم زبون از اینو اون دلگیر میشم این آخر راهه دیگه باید که تنها بمیرم تنها تو اوج بی کسی تو غربت آروم بگیرم باید برم باید برم باید که بی تو بپرم آخ که چه سنگین میزنه این نفسهای آخرم سکوت من نشونه رضایتم نیست میدونی گلایه هامو میتونی از تو چشام بخونی بگو آخه جرمم چیه که باید اینجور بسوزم هیچی نگم داد نزنم لبامو رو هم بدوزم نفرین به عشقو عاشقی نفرین به بختو سرنوشت به اون نگاه که عشق تو تو سرنوشت من نوشت نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق من و تو به ساده بودن منو به اون دل سیاه تو.... دیگه چقد غم... دیگه چقد غصه... خسته شدیم با... چه تضمینی داره بعده ۲ ثانیه نمیرم این طور نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پس بیاین این ۲روزه دنیا رو شاد باشیم !!! حداقل رفتم اون دنیا عذاب کشیدم غصه نخورم که تو این دنیا هم همش تو عذاب بودم تو غمو غصه بودم... اگه شادم نیستیم ادا شو دربیاریم... مثل من... از این پژمردگی مارا غمی نیست... که گل را زندگانی جز دمی نیست... خسته شدم... احساس میکنم دیگه آخر دنیاست... احساس میکنم دارم کم میارم... کاش یکم دیگه امید داشتم... نمیدونم چی آرومم میکنه... نمیدونم واقعا به چی نیاز دارم... نمیدونم به چی فکر کنم... نمیدونم چه هدفی رو دنبال کنم... احساس میکنم مرده متحرکم... باز شکر... تو این لحظه های سخت خدا رو دارم... گر چه فکر میکنم صدامو...اما من حرفای خودمو میزنم... دلم بدجور گرفته... بزاربرم یکم دود را بندازم... ... ؟؟؟... !!!... مثل برگی خشک وتنها روی شاخه موندم اینجا می ترسم تویه چنگ وحشی باد برم از خاطرو از یاد بپوسم همه روزایه من قصه بودن من تویه آینه ی دلم مثل شب سیاه و سرده مثل ابرا رنگ درده تویه شتاب لحظه ها من با خودم یکه و تنها می دونم تو سراب این افق ها تا سفر نهایت اینجا می مونم. همه روزایه من مثل شب،سیاه و سرده مثل ابرا رنگ درده مثل یه غروب تنها که میشینه پشت ابرا توی این دیوونگی ها لحظه هارو می شمارم انتظار هر نگاهت... 
![]()
ببین منو! دیگه یه آدم چقد میتونه تحمل داشته باشه آخه هاااااا چقدددد...؟!
من به تو پناه آوردم که پناهم باشی تکیه گاهم باشی یا تیشه به ریشم بزنی...؟!
آخه خدایا من چقد بدبختم آخه...!!!خداااااااااااا غیر تو امیدم این بود....اینم....
گنجشک دلم داشت در تنهایی خود می پرید.چرا اسیرش کردی؟؟؟
بچه ها شما راست میگین به خدا.هرچقدر صاذق شدم.درست کار شدم.سر به زیر شدم...
نتیجه نگرفتم....آخرش باز آدم بده من شدم....!!!
باید مثه خیلیا(دور از حضور)دو رنگ باشم.
خلاصه هر بدی که از دستم بر میاد به این زمونه بکنم.اون وقت به منم ...
آره آدمایی که دو رنگ هستن از ما بهترن.هه.دیگه یه غرور به اصطلاح غرور
مردونگی(هه) برامون مونده بود
اونم شکسته شدددددددددددد خو دیگه چیزی واسه از دست دادن ندارم....!
یکم که فک میکنم....نمیدونم....شایدم اشتباه
میکنم....شایدم.....!!!!!!!!!![]()

![]()

![]()
![]()

![]()
![]()


![]()

![]()

![]()

![]()


![]()

![]()


![]()

![]()
| قالب : پيچك |


















